تبلیغات
می ناب

 

 لینكدونی ..

تصاویر انیمیشن از تخت جمشید..

شبیه به کدام یک از شخصیت های معروف هستید.. کافی است که عکسی از چهره خود را به این سایت بدهید

طپش قلب..

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



جمعه 8 تیر 1386:بازگشت

 

سلام خدمت تمامی دوستان خوبم

خیلی دلم واستون تنگ شده بود

تو این مدت یک سری مشغله درسی و کاری داشتم که باعث شد حدود ۱سال و ۳ ماه از بلاگ نویسی دور باشم ولی بلاخره کارام تموم شد و ما هم فارغ التحصیل شدیم

از اینجا از تمامیه برو بچس دانشگاه می خوام که منو حلال کنین،شرمنده من ای دی همتونو ندارم و گر نه مستقیما حلالیت میطلبیدم.

ادرس جدید بلاگم   www.meyenab2.blogfa.com هستش اگه افتخار بدین و سر بزنین خوشحال میشم

به امید دیدار شما در بلاگ جدید

 

 

احمد +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[11:06 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 1 فروردین 1385:حسرت همیشگی

 

حرف های ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می کنی:

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از انکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

ای...

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

        چقدر زود

                  دیر می شود

 

احمد +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[02:03 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 1 فروردین 1385:اگر دل دلیل است....

 

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

 

چو گلدان خالی، لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

 

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم

اگر خون دل بود، ما خورده ایم

 

اگر دل شرط است، اورده ایم

اگر داغ شرط است، ما برده ایم

 

اگر دشنه دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان، گرده ایم

 

گواهی بخواهید، اینک گواه:

همین زخم هایی که نشمرده ایم

 

دلی سر بلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده ایم

 

احمد +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[02:03 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 1 فروردین 1385:خمیازه فریاد

 

 

 شاخه ها تن به تقاضای شکستن دادند

 برگ ها یک به یک از شاخه به خاک افتادند

 باز موسیقی تار شب و قانون سکوت

 بادها باز هم، اواز عزا سر دادند

 بس که خمیازه فریاد کشیدم، دیری است

 خواب هایم همه کابوس، همه فریادند

 لب به اواز گشودم به لبم مهر زدند

 چشمم امد به سخن، سرمه به خوردش دادند

 گرچه یاران همه از شادی ما غمگینند

 باز شادیم که یاران ز غم ما شادند

 

 

 

 

 

 

احمد +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 1 فروردین 1385] || [03:03 ق.ظ]

[02:03 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 1 فروردین 1385:جنگل خاطره

 

در سایه این سقف ترک خورده نشستیم

بی حوصله و خسته و افسرده نشستیم

 

خاموش چو فانوس که در خویش خمیده است

پیچیده به خود با تن تا خورده نشستیم

 

یک بار به پرواز، پری باز نکردیم

سر زیر پر خویش فرو برده نشستیم

 

بر سنگ مزار دل خود مرثیه خواندیم

یک عمر به بالین دل مرده نشستیم

 

بر گرده ما خاطره خنجر یاران

با جنگلی از خاطره بر گرده نشستیم

 

ایینه هم، از دیده تردید مرا دید

با سایه خود نیز دل ازرده نشستیم

 

بر خاست صدا از در و دیوار، ولی ما

با این همه فریاد فرو خورده، نشستیم

 

احمد +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[02:03 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 1 فروردین 1385:

 

امسال عید نوروز رنگ و بوی همیشگی رو نداره

نمی دونم چرا

شاید بخاطر اربعین امام حسین(ع) باشه

ولی نه

اگر اربعینم نبود برای من عید نبود برای من شادی و خوشحالی همیشگی نبود

نمیدونم قیصر امین پور دربین سالهای 69 تا71 چه اتفاقاتی براش افتاده که شعر های فوق رو گفته ولی هر چی که هست با حال و روز من که خیلی میخونه

 

احمد +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[02:03 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!